تبليغاتX
بادبان
نگاهی متفاوت از جنوب

اگر بخواهيم تعريف مناسبي از مدرن بودن و يا سنتي بودن جامعه داشته باشيم . بايد مدرنيته و سنت را بشناسيم ، جامعهُ ما هميشه با اين مشكل روبرو بوده و هميشه اين دو مقوله را متضاد همديگر دانسته ايم ، جامعه هم به دو دسته تقسيم گرديده كه هر كدام خود را بر حق دانسته و ديگري را نفي مي كنند . گروه سنتي طرف مقابل را به از دست دادن هويت خويش متهم و آنان را افرادي كه از آرمانها و اصالت خويش دوري كرده اتد مي دانند ، در مقابل گروه مدرن هم طرف مقابل خود را افرادي خشك ، اصول گرا و پايبند به عقايد نادرست گذشته كه حاضر به قبول هيچ گونه تجدد نيستند مي دانند . در اينكه يك جامعهُ پیشرفته بايد مدرن باشد هيچ شكي نيست ، اما شاخص هاي يك جامعهُ مدرن چيست ؟ به چه جامعه ايي بايد مدرن گفت ؟ آيا آنهايي كه داعيه مدرن بودن را در جامعهُ ما دارند تعريف صحيحي از مدرنيته دارند ؟ حقيقت امر اينه كه جامعه ما بیشتر به دنبال ظواهر مدرنیته بوده يعني سعي كرده ايم كه مدرن بودن خود را در ظاهر نشان بدهيم به قولي مدرن فكر نمي كنيم بلكه مدرن زده هستيم . درچنين جامعه ايي مهمترين وظايف بر عهده قشر تحصيل كرده و نخبهُ جامعه است . اما آیا واقعاْ این قشر نخبه هستند ؟ چند درصد از جامعه تحصيل كرده ما محقق هستند ؟ چند درصد از جامعه تحصيل كرده ما كتاب يا حتي روزنامه مي خوانند ؟ آيا حقيقت اين نيست كه قشر تحصيل كرده بيشتر بدنبال اخذ صوري مدرك بوده اند و سرگرم روزمرگی هستند  ؟ ... مدرنيته و ظواهر آن خواه يا ناخواه وارد زندگي روزمره ما مي شوند و ما دربهاي خانه مان را دانسته يا ندانسته بر روي آن باز مي كنيم. باید هوشیار باشیم که چگونه با آن برخورد کنیم .سنت و مدرنيته متضاد همديگر نيستند بلكه مكمل همديگرند . پس با حفظ سنتهاي غني گذشته و حداكثر استفاده از امكانات امروزي در جهت ساحتن جامعه ايي مدرن همت كنيم .

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 16:59 | لینک  | 

در زندگي روزمره با اشخاص متفاوتي برخورد مي كنيم كه اين برخوردها اكثراً با تعارف همراه بوده . كمتر كسی را سراغ داريم كه عادت به تعارف كردن نداشته باشد . شايد براي اكثر ماها تعارف كردن يعني احترام گذاشتن به طرف مقابل باشد . جالب بودن تعارف در اينجاست كه تعارف هاي ما زبوني هست و خلاف خواسته هاي دروني ماست ، ما بر خلاف آنچه در درون مان مي گذرد حرفهايي را به زبان مي آوريم كه فاقد صداقت مي باشد يعني در حقيقت ما برای اینکه به شخصی احترام بگذاریم  و خوب بودن ، مهربان بودن و سخاوتمند بودن خود را به اثبات برسانیم ٬ دروغ می گوییم . اگر افرادي هم وجود داشته باشند كه اهل تعارف نباشند و در ارتباط خود با ديگران صادق باشند و آنچه در درون هست را بروز دهند به بد اخلاقي ، خشك بودن و غير مردمي بودن متهم مي شوند ، متاسفانه جامعه اي ما دروغ هاي شيرين را بيشتر از حقيقتِ تلخ دوست دارد .

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 16:53 | لینک  | 

 

شايد مطلب نوشتن در مورد زن يك مطلب كليشه ايي و بيشتر همان شعارهایی باشه كه ساليان سال از حق و حقوق زن نظیر مساوات ، برابري با مرد در جامعه مي شنويم ولي در حقیقت شرايط جامعه بصورتي هست که در اين زمينه پسرفتها خيلي بيشتر از پيشرفتها بوده و مصداق يك قدم به جلو و اينجا بايد بگويم چندين قدم به عقب صادق و عينيت پیدا می کنه . در اينجا نمي خواهم اين مسائله را باز كنم هرچند موضوع بي ربط هم نيست  . در اين نوشته سعي بر اين هست كه صحبتي خيلي رك و بي پروا با مرد ٬ جنس مخالف زن داشته باشم . جنس مذکر که در طول تاریخ همیشه خود را قیم و صاحب اختیار زن دانسته . اولین سؤالی که یک مرد می تواند از خود بپرسد این هست که آيا تمام حق و حقوقي كه برای خود قائلیم براي زن هم قائل هستيم ؟ خيلي ها در جواب اين سوال باز همان جواب هاي تكراري از برابري حقوق و مساوات صحبت خواهند كرد اما اين صحبتها شعاري بيش نيست جواب با تاسف شديد ، نه ، ما براي زن به هيچ وجه حق و حقوقي حتي كمتر از خود هم قائل نيستم اما چرا نه ؟ دليل اينكه اين حق را براي جنس مخالف خود قائل نيستيم چيست ؟ جواب خيلي ساده است اما كمي به جسارت وشجاعت نياز دارد ما مردان زنان را کالائی بیش نمی دانیم یه اسباب بازی که تا وقتی برایمان تازگی داره دوستش داریم اما به محض اینکه تازگی خود را از دست میده از آن دوری می کنیم و به دنبال یه اسباب بازی جذاب دیگه می رویم .بحث را با چند سؤال ادامه می دهیم . ما مردان برای خود این حق قائلیم که با زنان زیادی ارتباط برقرار کنیم چه قبل از ازدواج و چه بعد از ازدواج اما آیا برای همسر و یا خواهر خود باز هم این حق را قائلیم ؟ مگر بجز این هست که این عمل را برای جنس مخالف خود اشتباه می دانیم اما برای خود روا و جز نیازها می داتیم ؟ چگونه است که برای ما مردان رواست اما برای جنس مونث گناه غیر قابل بخشش هست ؟ شاید چون می دانیم که عمل ما اشتباه است اما اگر می دانیم پس چرا آنرا تکرار می کنیم ؟خودمان حاضر می شویم که با یک روسپی شب را صبح کنیم اما حاضر به تحمل حتی یک نگاه به جنس مخالف از نزدیکان مونث خود نیستیم .به زبان خیلی ساده ما حق داریم اما آنها حقی ندارند . آنها باید به قول ما نجابت داشته باشند نجابتی که معنای آن سوختن و ساختن ٬  قبول یک جنس برتر و تحمل آن است . زنان را باور کنیم به احساسات آنان احترام بگذاریم حق تصمیم گیری را که در طول تاریخ توسط ما از آنها سلب شده را به آنها باز بگردانیم . كمي در خلوت خود بنشینیم و خود قاضي خود شويم و در محكمه درون ٬ خود را دادگاهي كنيم و بدون هيچ گونه تعصب ٬ به واقعيات ٬ اشتباهات و تنگ نظريهاي خود پي ببريم و حكمي منصفانه براي خود صادر و به آن عمل کنیم .

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 17:12 | لینک  | 

با سلام ، مدتهاست كه دوست خوبي هميشه منو وسوسه مي كنه كه وبلاگي را راه اندازي كنم ، خيلي وقتها اين تصميم را مي گرفتم ، اما بنا به دلايل متفاوتي پشيمون مي شدم تا اينكه چند روزي هست كه بصورت جدي اين تصميم را با خودم گرفتم و شروع كردم. تمام سعي و تلاش بر اين هست كه به بهترين شكل ممكن آنرا اداره كنم ، قبل از هر چيزي توضيحاتي در باره اين وبلاگ بايد خدمت تمامي مراجعه كنندگان بعرض برسونم. نوشته هاي اين وبلاگ عقايد ، آرا ، نظريات و برداشتهاي شخصي اينجانب نسبت به موضوعات و مباحت هست كه اين موضوعات و مباحث مي تونه موضوعات اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي ، هنري و ورزشي جامعه ايران و علي الخصوص جنوب آن (هرمزگان) كه زادگاه اينجانب مي باشد باشد . سعي بر اين هست كه هرهفته وبلاگ به روز شده و شروع هفته با مطلب جديدي همراه باشه ، در قسمت نظرات از تمامي مراجعه كنندگان تقاضا و استدعا دارم كه فقط نسبت به موضوعات مطرحه در وبلاگ بحث و تبادل نظر بفرمايند و از پرداختن به مسائل حاشيه ايي پرهيز كنند . و در پايان بايد از دوست خوبم كه هميشه ياور و همراه اينجانب بوده تشكر خاص كنم و اين وبلاگ را هرچند ناقابل به ايشان تقديم كنم .

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 13:49 | لینک  |