تبليغاتX
بادبان
نگاهی متفاوت از جنوب

وقتي جامعه ايي زشتيها را زيبا و ارزش  بپندارد بايد به تفكر فرو رفت و نگران شد و به دنيال دلايل ، علل  و چاره بود . رشوه و باج كلماتي هستند كه در هر ادبياتي بعنوان كلماتي مذموم و زشت شناخته مي شوند . اما وقتي به جامعه اي كه در آن هستيم نگاهي داشته باشيم مشاهده مي كنيم كه يكي از متداول ترين و روزمزگي ترين معضلاتي است كه با آن مواجه هستيم كه درخيلي از مواقع رشوه دهنده و گيرنده به انجام دادن آن افتخار هم مي كنند. از نظر آماری نسبت رشوه گيران به رشوه دهندگان كمتر است ،  نمي توان گفت كه همه رشوه مي گيرند اما بلا شك اكثر قريب به اتفاق جامعه رشوه مي دهند حتي افرادي كه رشوه را يك كار زشت مي دانند به اجبار تن به اين عمل مي دهند . بصورت خلاصه مي توان رابطه بين رشوه دهنده و گيرنده را دو نوع دانست در نوع اول رشوه دهنده جهت رسيدن به هدف خود باعث ترغيب عمل ميگردد و در نوع دوم رشوه دهنده جهت انجام گرفتن كار خويش مجبور به انجام عمل ميگردد . مهمترين دليل انجام گرفتن عمل رشوه  فقر فرهنگي و مادي (كه هر دو به همديگر مربوط هستند) مي باشد .افراد بدليل داشتن فقر مادي در قبال ترغيب وسوسه مي شوند و براي تامين زندگي خود تن به اين عمل مي دهند افرادي هم بدليل فقر فرهنگي رشوه را كاري درست مي دانند که درجهت تسريع كارهاي خودشان بعنوان يك ابزار از آن استفاده مي كنند .... راه چاره تنها در تعريف دقيق از فقر و عواقب و ريشه يابي آن ، بالا بردن توان معيشتی و بار فرهنگي جامعه ، كنترل و نظارت و در نظر گرفتن قوانيني جهت مجازات  افراد خاطي و لازم الاجرا بودن آن بر همه مي باشد.

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 14:3 | لینک  | 

بدون شرح

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 3:5 | لینک  | 

یکی از مهمترین و حساس ترین مسائلی که در زندگی خود با آن مواجه می شویم مقوله ازدواج و انتخاب همسر هست . در جامعه ازدواج را نوعی تکلیف می دانند که که هر فردی ملزم به انجام آن می باشد . ازدواج ها یا بصورت تقلیدی و سنتی هست یا هم به نسبت کمتر از روی آشنایی و علاقه طرفین به همدیگر می باشد .در ازدواج سنتی و تقلیدی (که در این نوشته مورد نظر ما هست ) طرفین طبق توافق دو خانواده بدون هیچ گونه شناخت نسبت به همدیگر زندگی مشترک را آغاز می کنند . واضح است که چنین ازدواج هایی از درصد ریسک بسیار بالایی برخوردار است .اما جالب اینجاست که چنین ازدواج هایی در جامعه ما مقبولیت بیشتری دارد ٬ از نظر آماری هم ثبات بیشتری دارد و به همین دلیل طرفداران ازدواج سنتی آن را موفق می دانند ...دلیل مقبولیت چنین ازدواج ها بیشتر به فضای بسته جامعه باز می گردد که در آن ارتباط بین دختر و پسر کاری ناشایست شمرده می شود . فرصتها برای آشنایی دو جنس در جامعه با همدیگر بسیار کم هست . در چنین فضای بسته ایی ارتباط بصورت مخفیانه برقرار می شود که عواقب و عوارض بسیار بدی برای جامعه در بر دارد و هیچ کمکی جهت شناخت جنسین به همدیگر نمی کند . یک ازدواج موفق باعث تکامل آدمی و ایجاد خانواده صمیمی و مستحکم می گردد که یکی از اساسی ترین نیازهای جامعه ماست . اما به چه ازدواجی باید موفق گفت ؟ آیا ثبات در ازدواج دلیل موفق بودن آن است ؟ آیا دلیل ثبات ازدواج های سنتی این نیست که طرفین در یک عمل انجام شده قرار گرفته اند که به اجبار باید مسیر زندگی را ادامه بدهند ؟ آیا این موفقیت هست !؟ ...یک ازدواج موفق تنها از روی شناخت ممکن هست که شناخت هم از ارتباط سالمی که بین دو جنس می توان برقرار کرد بوجود می آید ٬ باید کوشا باشیم که فرصتهای آشنایی را در یک فضای سالم بین دو جنس بیشتر کنیم و به جای آنکه ارتباطات بصورت پنهانی باشد ٬ در یک فضای سالم برقرار گردد تا طرفین در انتخاب همسر و شریک زندگی بهترین گزینه را انتخاب کنند ... قبولاندن چنین ایده هایی برای نسل گذشته کاری بسیار دشوار و نشدنی هست . اما برای نسل امروز چطور ؟....یادمان باشد نسل امروز ٬ آینده را می سازد .

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 17:11 | لینک  | 

خداوند به تمامی مسائل آگاه است ٬ آدمی هم هیچ موقع کامل نبوده و نخواهد بود و هیچ رویدادی بدون علم و خواست خداوند انجام پذیر نیست . این نوشته به هیچ عنوان به دنبال ایجاد شبهه در این امور نیست .بلکه سعی بر این هست که یکی از نعمتهای خداوند را بهتر بشناسیم ... باید خدای خود را بابت نعمتهای فراوانی که به ما عطا نموده سپاسگذار باشیم ٬ که بهترین سپاس استفاده به نحو احسن از آن نعمت است . یکی از بهترین نعماتی که خداوند به انسان عطا نموده و کمتر توسط ما به آن توجه شده قدرت فهم ٬ درک و تفکر هست که انسان را از تمامی مخلوقات متمایز کرده است .جملهُ ‌"قسمت و تقدیر این بوده" را زیاد شنیده ایم . این جمله را بارها در مواقعی که تصمیمات نادرستی گرفته ایم یا شکستی را پذیرا شده ایم تکرار کرده ایم در اینجور مواقع به جای اینکه خود را محاکمه کنیم و اشتباهات خود را قبول کنیم و از آن عبرت بگیریم با گفتن یک جمله صورت مسئله را پاک می کنیم ... "قسمت این بوده"...در خیلی از موارد بازهم اشتباهاتمان را تکرار می کنیم که در پاره ایی از مواقع جبران ناپذیر است ...در یک سانحه تصادف که راننده بدون توجه به قوانین و مقرارات رانندگی باعث آن می شود یا در یک ازدواج ناموفق که بدون تحقیق لازم انجام گرفته شاید از بارزترین مثال هایی باشد که روزانه با آن روبرو هستیم که اکثراْ پایان تلخی دارد. چاله را می بینیم و خود را در آن می اندازیم و بعد می گوئیم تقدیر اینگونه بوده است . خداوند فهم ٬ درک و تفکر  را به ما انسانها داده که خوب از بد ٬ درست از نادرست ٬ سره از ناسره را تشخیص دهیم و تصمیم مناسبی اتخاذ کنیم . به جاست که به این نعمت خداوتد توجه خاص کنیم و به بهترین نحو ممکن از آن استفاده کنیم .

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 0:9 | لینک  | 

همه جهت رسیدن به اهداف خود و موفقیت بیشتر در زندگی سعی و تلاش می کنیم و این حق طبیعی هر فردی در جامعه است که بدنبال زندگی بهتر و آرمانی خود باشد .در این بین افرادی در جامعه هستند که در راه رسیدن به هدف و موفقیت از راههای ویژه ایی استفاده می کنند و اتفاقاْ زودتر به مقصد هم می رسند . چنین افرادی همه جا هستند و از هر قشری هم می توانند باشند .چاپلوس بودن ٬ دروغ گفتن ٬زیر پا گذاشتن اخلاقیات ٬ قبول ذلت و خواری و دو بهم زنی از عادتهای بارز اینگونه افراد هست . آنها خود را زرنگ می دانند و فقط به آن هدفی که برای خود تعیین کرده اند فکر می کنند و جامعه را به سمتی سوق می دهند که هر کس خواهان پیشرفت باشد باید از این روشها استفاده کند و بقول خودشان باید زرنگ باشید تا بتوانید موفق بشوید . متاسفانه در جامعه ما شرایط بصورتی هست که چنین افرادی به راحتی می توانند پله های ترقی را طی کنند اما طی شدن پله ها توسط این افراد برابر است با ضایع شدن حق و حقوق افراد لایقی که استحقاق موفق بودن و پیشرفت کردن را در جامعه دارند ٬ اما چون نمی توانند از روشهای ویژه استفاده کنند فقط باید نظاره گر موفقیت افرادی بی لیاقت باشند ... دختر دانشجوی نجیبی در مقطع فوق لیسانس از اینکه می بیند و نمی تواند همانند همکلاسی اش با زیر پا گذاشتن اخلافیات وبا استفاده از جذابیتهای ظاهری استاد را بطرف خود جذب کند و یا یک کارمند  باهوش وقتی نمی تواند همانند همکار کم کار  اما زبان چرب که موفق به عملی کردن طرح دوستی خود با مدیر شده باشد یا یک کارگر زحمتکش که وجدانش راضی نمی شود مانند همکارش فقط جلوی دید صاحب کار خود را  پر کار نشان دهد. فقط باید شاهد پایمال شدن حق خود باشند . چون جامعهُ ما افراد به اصطلاح زرنگ را بیشتر می پسندد . 

نوشته شده توسط غریب  در ساعت 1:50 | لینک  |